تبليغاتX
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد


سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد

 

.:: توضیحات ::.

عشق
عشق یعنی خون دل
یعنی جفا عشق
یعنی در و دل
یعنی صفا عشق
یعنی یک شهاب و یک سراب
عشق یعنی یک سلام و یک جواب
عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز
عشق یعنی عالم راز و نیاز


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

 


.:: پیوندها ::.


ღღღشهر عشقღღღ
ღღღبي مزهღღღ
ღღღفانوس احساسღღღ
ღღღستاره دختر تنهاღღღ
ღღღدلي پر از غم اما چشمي بي اشكღღღ
ღღღشراره ي سرخღღღ
ღღღمن ، تو و یه عالمه حرفღღღ
ღღღدوستت دارم تا زماني كه زنده امღღღ
ღღღسکوت دلღღღ



.::
قالب از ::.
 

نازنین

www.Naazanin.com


 

عاشق بیچاره


 

    

 

  
 
 لینک نوشته - خانمی - یکشنبه چهارم آذر 1386
   

 

 

....


 

      

 

کجا رفتن ستاره ها ؟

چرا شب بی ستاره شد ؟

بگو عاشق چه کار کرده ؟

که قلبش پاره پاره شد ؟

خودت دیدی که دل بستم

من هیچ عهدی رو نشکستم

از اون روزای بی حاصل

برام مونده دل خســـــــــــــــــــتم

کجاست اون چشای جادویی ؟

کجاست اون قلب دیوونه ؟

کجا رفته نگاه عشق ؟

حالا پیش کی مهمونه ؟

حسابی عاشقت بودم

فریب حرفاتو خوردم

نخواستم از تو برگردم

به عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقت موندم و مردم

به پات موندم که برگردی

به پات موندم نری از دس

پشیمون نیستم از موندن

که اسمم عاشق است و بس

اگه موندم ، اگه مــــــــــــــــــــــــــــردم

نگو عاشق چه گمراه بود

اگه تو با دروغ بودی

حقیقت با من همراه بود

 

 

  
 
 لینک نوشته - خانمی - پنجشنبه یکم آذر 1386
   

 

 

لیلی قصه ی عشق


 

      

 

لیلی قصه اش را دوباره خواند. برای هزارمین بار

 

و مثل هربار لیلی قصه باز هم مرد.

 

لیلی گریست و گفت: « کاش این گونه نبود. »

 

خدا گفت: « هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد.

لیلی! قصه ات را عوض کن. »

 

لیلی اما می ترسید. لیلی به مردن عادت داشت.

تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود.

 

خدا گفت: « لیلی عشق می ورزد تا نمیرد. دنیا، لیلی زنده می خواهد.

لیلی آه نیست. لیلی اشک نیست. لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست. لیلی زندگی ست.

 

 لیلی! زندگی کن.اگر لیلی بمیرد، دیگر چه کسی لیلی را به دنیا بیاورد؟ چه کسی گیسوان دختر عاشق را ببافد؟

 

چه کسی طعام نور را در سفره های خوشبختی بچیند؟ چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟

 

چه کسی پیراهن عشق را بدوزد؟

 

لیلی! قصه ات را دوباره بنویس. »

.

 

...

 

....

 

.........

 

لیلی، به قصه اش برگشت.

 

این بار اما نه به قصد مردن.

که به قصد زندگی.

 

و آن وقت به یاد آورد که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده گمنام.

 

  
 
 لینک نوشته - خانمی - پنجشنبه یکم آذر 1386