تبليغاتX
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد - پنجره خيال


سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد

 

.:: توضیحات ::.

عشق
عشق یعنی خون دل
یعنی جفا عشق
یعنی در و دل
یعنی صفا عشق
یعنی یک شهاب و یک سراب
عشق یعنی یک سلام و یک جواب
عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز
عشق یعنی عالم راز و نیاز


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

 


.:: پیوندها ::.


ღღღشهر عشقღღღ
ღღღبي مزهღღღ
ღღღفانوس احساسღღღ
ღღღستاره دختر تنهاღღღ
ღღღدلي پر از غم اما چشمي بي اشكღღღ
ღღღشراره ي سرخღღღ
ღღღمن ، تو و یه عالمه حرفღღღ
ღღღدوستت دارم تا زماني كه زنده امღღღ
ღღღسکوت دلღღღ



.::
قالب از ::.
 

نازنین

www.Naazanin.com


 

پنجره خيال


 

    

دوباره به پشت پنجره ی خیالم رفتم و آهسته و آرام هر آنچه بود و نبود مرور کردم.

از اول تا آخر.

اون روزهای خوش آشنایی

روزهای با تو بودن و حرفای عاشقونه

..................

واونجا که کجای کارم اشتباه بود که اینگونه تو را از دست دادم،

سر کدوم چهارراه دستاتو رها کردم،

کدوم فصل بود ،

چه روزی بود،

نمیدونم...

تنها چیزی که میدونم و از تو دارم

عکس توست که آن را به همه نشان دادم،تا نشونی از تو بگیرم.

ولی تو که گم نشدی،

تو روبروی من نشستی و به چشمانم نگاه می کنی و با من حرف می زنی.

اما...

انگار دل به دیگری بستی و قلب تو را از من دزدیدند،

گویی دیگر حرفهایم را نمی شنوی من برای تو وجود ندارم

و

همه ی اون خاطرات رنگارنگ از بین رفته و همه ی اون حرفهای قشنگ پوچ و تو خالی بوده و از یادت رفته.

اصلا یادت نیست که من دوست داشتم و دارم.

البته با بعضی حرفا می خوای بگی که هنوزم دوسم داری و تنها اسمی که تو قلبت می تپه اسم منه .

ولی

اعمال و رفتارت غیر این رو ثابت می کنه

.

چرا حرفات و کارات مطابقت نداره؟؟؟

خدایا من کدومو باید باور کنم؟؟؟

نمیدونم...

فقط یه حس درونی بهم میگه که باید هر لحظه و هر ثانیه در انتظار یه حادثه باشم.

حادثه ای تلخ و شکننده.

منتظر باشم تا تو با اون چشای نازت تو چشام خیره بشی و بگی ،

آره حدست درست بود،من کس دیگری رو دوست دارم و دلم جای دیگه اسیره.

و من در حین جنون و دیوانگی تنها چیزی که به ذهنم خطور می کنه این متنه که میگه:

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغچه ی دیگری ببینی و روزی هزار دفعه تو خودت بشکنی

و تنها چیزی که می تونی بگی اینه:

گل من باغچه ی نو مبارک.

ولی من خدارو به خودش قسم میدم که هیچ وقت اون روز فرا نرسه و تو هیچ وقت همچین کاری با من نکنی .

 

 

  
 
 لینک نوشته - خانمی - پنجشنبه هفدهم آبان 1386